‏نمایش پست‌ها با برچسب روم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ خرداد ۱۸, پنجشنبه

سفرنامه 112: از میلان تا روم

ایتالیا رو از نظر اقتصادی میشه دو بخش کرد. بخش شمالی و بخش جنوبی. بخش شمالی از نظر اقتصادی به مراتب جلوتره و اکثر تولیدات معروف ایتالیا اعم از پوشاک و ماشین و ابزارآلات صنعتی در شمال این کشور قرار داره. بخش جنوبی ایتالیا بیشتر به واسطه توریست هایی که به اونجا میاند داره زندگی رو می چرخونه. اگر این رو با این نکته که هر جا ثروتمندتره، تمیزتر و مردمش باکلاس ترند جمع کنیم طبیعیه که ببینیم میلان به مراتب از روم تمیزتره که به قول خودش پایتخت ایتالیاست. اگر اغراق نکنم واقعا روم حتی شاید از تهران هم کثیفتره. نه منظورم آلودگی هوا باشه. کلا شهر کثیفه. باورت نمیشه اینجا اروپاست. اما میلان تمیزه. یک شهر اروپاییه. واقعا اروپایی...
.
.
.
.
یکی از این دوست های ایتالیاییم می گفت که شمالی ها کار می کنند تا جنوبی ها بخورند. البته جنوبی ها هم تولید دارند: مافیا!!! راست میگه. سیسیل که مرکز نوستالژیک مافیاست، جنوب ایتالیاست. بماند که به نظر من همه ایتالیایی ها مافیاند. هرجا میرند در عرض چند وقت کل اونجا همه ایتالیایی می شند. 

۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

سفرنامه 77: بازگشت به خانه

روم تمام نمی شد. شهر شاید تمیز نبود و سیستم هم ایتالیایی اما روم واقعا دیدنی و زیبا بود. تاریخی و تمام ناشدنی. ولی چه سود سفر تمام شد. آخرین اسپرسو را هم سر کشیدم و سوار هواپیما شدم و دو ساعت بعد فرودگاه ژنو بودم. فرودگاهی که هر بار پا در آن می گذارم خاطرات روز اول آمدنم به سوییس زنده می شود... روزی که غریب و تنها به دنیای جدیدی وارد شده بودم.

.
.
.
.
اروپا را برای همین دوست دارم. سه چهار ساعته بدون نیاز به ویزا و دردسر اراده می کنی می ری یک کشور دیگه با فرهنگ و زبون و تمدن دیگه و بعد عین سفر به اصفهان و تبریز و نهایت کیش خودمون برمی گردی خونه. حتی شاید خیلی راحت تر! 

سفرنامه روم: اسپرسو دامت افاضاته

یعنی سه چیز رو اگر در ایتالیا نخوری نیمی از زندگیت کامل نمی شود: پاستا، پیتزا و صد البته اسپرسو. و البته هر چه از این سه حتی تحت نام ایتالیایی در جاهای دیگه دنیا خورده باشی خوردن اینها در ایتالیا یه چیز دیگه است. طعم واقعی فقط در ایتالیاست! راستش با خوردن اسپرسوهای روم فهمیدم تمام زندگیم اصلا اسپرسو نمی فهمیدم یعنی چی!!! عین آب هویج همین جوری اسپرسو می خوردم توی اون هوای گرم روم...یک یورو! یک سوم قیمت معمول مملکت اسلامی خودمان آن هم تازه نه آت و آشغال! اسپرسوی واقعی!

آن اسپرسوهای محشر از این دستگاه های اسپرسوساز بیرون می آید که البته نقش اساسی دارند تو تهیه اسپرسو به خاطر فشاری که می تونند ایجاد کنند. قهوه بازها می دونند چی میگم. حیف که یه کم گنده بود وگرنه می خریدمش!


سفرنامه روم: کوچه های روم

عاشق این کوچه های تنگ و باریک روم شدم ...




سفرنامه ایتالیا: روش های نوین درآمدزایی


سیستم ایتالیایی اینه که به جای یک تابلوی ساده به دو سه زبون که توضیح بده این بنا تاریخچه اش چیه، یه دستگاه مثه این میذارندد که یکی دو یورویی در حلقش می اندازی تا برایت داستان این بنا را تعریف کند. به این هم می گویند درآمدزایی از توریست ....

سفرنامه روم: fontana di trevi


تاریخچه fontana di trevi را دقیق نمی دانم و حال و حوصله هم نداشتم از اینترنت بخوانم اما می گویند میعادگاه عاشقان است. بخصوص شب ها!!! مردم هم در داخل آبش سکه می ریزند احتمالا برای باز شدن بختشان:


گفتم که ایتالیا شبیه ایرانه خودمونه. حتی از نظر اعتقادات بخت باز شدن و این حرفا...

۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

سفرنامه روم: گشت ارشاد در واتیکان!!

خیلی جالبه که تمامی ادیان سر پوشش زن ها تا حدود زیادی عقاید شبیه به هم دارند. در واتیکان هم به هر حال محدودیت بود. رکابی و شلوارک و مینی ژوپ ممنوع! مرد و زن!!!


و بعد هم الکی نیست که بگن خودتون برید اجرا کنید. از یک جایی به بعد یه ماموری بود که به ملت گیر میداد و هنجارشکن ها رو راه نمی داد: 


تا اونجا که ملت هر چی داشتند به خودشون می کشیدند که فسق و فجور رو بپوشونند. مثل این خواهر آمریکایی که پرچم آمریکا رو دامن کرده به پاش :


یا این یکی بنده خدا نمی دونه چه جوری خودشو بپوشونه: 


حالا ای ملت قدر مانتو و چادر رو می دونید وقتی می بینید لااقل تو واتیکان بهتون گیر نمی دند و برای پوشوندن مناطق زلزله ساز مجبور نیستید هر تیکه پارچه ای رو به خودتون آویزون کنید. 
.
.
.
.
بعد بگید ایران! بیا این هم ایتالیا و واتیکان! 

سفرنامه واتیکان: سربازان سوییسی در واتیکان

به دلیل بی طرفی تاریخی سوییس، این کشور در امور سیاسی هیچ کشور دیگری دخالت نمی کند و موضع گیری سیاسی به نفع با علیه جناحی در هیچ کشوری ندارد و البته به هیچ جای دنیا به جز واتیکان هم نیروی نظامی نمی فرستد. در حقیقت واتیکان تنها کشور خارجی است که سوییس در آنجا حضور نظامی آن هم برای تامین امنیت دارد که این نیرو Swiss Guard نامیده می شوند. لباس های این سربازها هم به نوبه خودش جاذبه توریستیه:



سفرنامه 70: واتیکان

واتیکان کوچکترین کشور دنیا در داخل شهر روم. کشوری کوچکتر از یک شهر اما با قدرتی گاه برتر از دولت ایتالیا!! واتیکان  امپراطوری پاپ است. آدمی که برتر از خدای مسیحیت است!


در و دیوار واتیکان به جای بوی خدا و مسیح رنگ و بوی پاپ می دهد. باز بی دلیل نیست. وقتی قرار باشد خدا نماینده تام الاختیار روی زمین داشته باشد او باید آنقدر بزرگ شود که گاه خود خدا این وسط فراموش می شود. پاپ می شود خدا! حرف او حرف خداست و حرف خدا را او می زند. پس چه تفاوتی بین او و خداست؟!!!

واتیکان البته باشکوه است. اعانه ها و پول های مردم صرف سیر کردن گرسنه ها نمی شود که، صرف شکوه بنای واتیکان و قدرت نمایی کلیساها می شود. برای همین شاید بزرگترین ساختمان رم را واتیکان دارد: در خود استعاره ظریفی دارد. واتیکان برتر و بلندتر از همه.


و محوطه پشت واتیکان فکر می کنم تنها تقطه تمیز و مرتبی بود که در روم دیدم:

.
.
.
.
تنفر دارم از اینکه از دین به جای سیر کردن گرسنه و تعالی آدم ها، پول دینداران گرفته شود تا برای دین و امور دینی و مدیریت گفته های خدا ساختمان درست بشود و عده ای را به نان و نوایی برساند. بدم می آید که مثلا در مشهد فقیر باشد اما مقبره امام رضا را دو سه طبقه می کنند و مدام عرض و طول محوطه به نام گسترش حرم رضوی وسیع تر می شود. بدم می آید که امام خمینی خودش در زمان حیاتش در یک خانه ساده بود اما حالا پول مملکت 20 سال است که صرف مقبره ساختن برای او می شود. بدم می آید که احساسات و اعتقادات مردم پولی می شود در کیسه عده ای دیگر آن هم برای رسیدن به خدا!!! 

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

سفرنامه 69: سکینه در روم


 campodiglio - روم
.
.
.
.
سارکوزی بعضی از مواقع برای به کرسی نشوندن حرفش از مشت آهنی استفاده می کنه. یعنی یک هفته کل فرانسه در اعتصاب بود قانون رو عوض نکرد بعد هم ریخت تو خیابون همه رو زد و اعتصاب رو شکوند. چند وقت پیش انگلیس در اعتصاب کامل بود. الان بی بی سی داره نیروهاشو تعدیل می کنه و چند روز کارمنداش که اکثرا هم خارجی هستند اعتصاب می کنند. جالب اینه که همه اینها هیچ وقت از کشور خارجی دیگه ای نمی خواند به اونها کمک کنند و با حمایت از اونها مشکل اونها رو حل کنند مثلا فرانسوی ها از اوباما نمی خواند که سارکوزی رو تحت فشار بذاره یا کارمندای بی بی سی از ایران یا رییس کل سازمان ملل نمی خواند که حتی با بیانیه از اونها حمایت کنه. اما در جوامعی مثل مرز پرگهر خودمون، سوریه، لیبی و امثالهم تا دماغ یک نفر خون میاد یک عده هستند که از اوباما گرفته تا آبدارچی برلوسکونی می خواند که به اونها کمک بکنند تا بتونند حقشون رو بگیرند و البته از میان اون عده حق طلب هم یک عده پرونده های پناهندگی و اقامتشون تو بلادکفر رفع مشکل میشه و عطای مرزپرگهر رو به حق طلبی می بخشند. یعنی اصلا از اول هم دنبال حقی نبودند. 

حق گرفتن ساده نیست. سر و کله زدن با آدم بیشعور و گاه جنایتکار داره. اما خوب همیشه همین بوده. تو سینی که نمی ذارند تعارف کنند تا برداری که. اما یه چیز واضحه حقی که امثال برلوسکونی و سارکوزی و اوباما بخواند به ما بدند همون میشه که بیشعوری با بیشعور دیگه، فاسقی با فاسد دیگه، جلادی با جلاد دیگه عوض میشه. مردمی که نتونند روی پای خودشون بایستند و حق خودشون رو خودشون بگیرند و نتونند از گذشته ها عبرت بگیرند دور باطل تاریخی همیشگی خودشون رو تکرار می کنند. بدبختی تکراری تاریخی!!!

واقعا ناراحت شدم که تنها چیزی که از ایران می تونم توی یک کشور اروپایی ببینم عکس زنیه که شوهرش رو سر یک رابطه نامشروع کشته و اصلا معلوم نیست چقدر تو این ماجرا حق داره و نداره. کاش عکس یک آدم زندانی درست و حسابی تر دیگه بود لااقل به سرافکندگیش می ارزید.... 

ای جماعت مرزپرگهر اگر حقی می خواهید بگیرید توی همون ایران بگیرید و به خاطرش بجنگید اگر به اون ایمان دارید. اگر ایمان ندارید یا اگر عرضه ندارید خواهشا سر جاتون بشینید و ایران و ایرانی رو پیش هر کس و ناکسی بی آبرو نکنید. این برلوسکونی علاوه بر هرجور هرزگی و پدرسوخته بازی، خودش الآن سر رابطه نامشروع با یک دختر زیر سن قانونی پرونده داره!!!! اونوقت این می خواد بیاد به سکینه کمک کنه؟!!!! 

۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه

سفرنامه 68: Circo Massimo

Circo Massimo در نزدیکی کلوسیوم یه چیزی تو مایه های استادیم آزادی روم باستان بوده که در حدود 150 هزار نفر گنجایش داشته. ماکت زیر نشون میده که چه بزرگی داشته:


ولی از آن همه ابهت فقط یک مشت آجر و خشت خراب بیشتر باقی نمونده:



* بعضی از عکس ها از ویکیپدیا برداشته شده اند چون محوطه بسته بوده و اجازه ورود نداشتم. گفتم بابت کپی رایت و این حرفا دیگه

سفرنامه 67 : طاق کنستانتین

طاق کنستانین که تنها طاق سالم باقیمانده در روم در نزدیکی کلوسیوم است. با قدمتی حدود 1500 سال....

سغرنامه 66: هرم در روم

روم واقعا تمام ناشدنیه. یک نقشه دستم گرفتم و کوچه به کوچه دنبال آثار باستانی شهر می گردم و انگار هم تموم نمیشه. کوچه به کوچه روم بخشی از تاریخ تمدن گذشته رو با ساختمان های قدیمی دو سه هزار ساله جا داده. همه نوع ساختمانی هم میشه پیدا کرد. حتی این هرم (Piramide di Caio Cestio) دو هزار ساله که جزو معدود آثار باستانی رمه که خیلی خوب باقی مونده.



در مقابل این هرم یک اثر هنری (چه میدونم به سبک این کار چی می گند!!) وجود داره که یک عده آدم رو از پشت با دست بسته نشون میده که روی بدنشون جای نشونه برای تیر وجود داره یعنی انگار با دست بسته می خواند تیربارونشون کنند. 



بعد که به پشت این آدم ها میری می بینی که البته منظور سازنده محترم آدم های بیگناه یا باگناه در معرض تیربارون به صورت عام نیست. به اون ستاره داوود نگاه کنید.....

سفرنامه روم: کلوسیم در شب

کلوسیم معروفترین بنای روم است که محلی بوده که در آن گلادیاتورها یا یکدیگر می جنگیدند یا قهرمان ها با شیرها و حیوانات درنده یا حتی برای دل خوش کردن مردم انسان های ضعیف را خوراک این حیوانات می کرده اند... 



و عروس و دامادها هم برای عکس یادگاری از شب عروسیشان به اینجا می آمدند. چقدر حتی رفتار عروس و داماد در عکس و خانواده همراهشان شبیه ایرانی ها بود....

.
.
.
.
در کنار کلوسیم در یک تونل در داخل زمین، اخیرا دیوار کاشی کاری شده دوهزار ساله ای را کشف کرده اند. (فیلم خبر در بی بی سی) 

۱۳۹۰ مرداد ۹, یکشنبه

سفرنامه روم: رکابی، شلوارک و مینی ژوپ ممنوع!

قانون ورود به کلیساها در بلاد کفر.....

.
.
.
.
دوباره هم می بینید که نوشته Beware of pickpockets!!! البته خداییش جیب منو نزدند و جا داره که از همینجا از جیب برهای با انصاف روم تشکر کنم. ولی به نظرم از نظر جیب بری هم روم با پاریس و بروکسل و آمستردام فرقی نداشت. تو همه این شهرها باید مراقب جیبت باشی بخصوص بخصوص تو پاریس وقتی توی مترو همه چلونده شدند به هم. ولی خوب این همه تاکید روی مراقبت از جیب بری در روم برام جالب بود. 

سفرنامه 63

نقش برجسته هایی روی درب یک کلیسا در روم....





سفرنامه 62: مرزپرگهر اروپا

برای اروپاگشته ها یک چیز به طور روشن مشخصه و اون اینه که ایتالیا ایران مجسم اروپاست! واقعا این کشور و مردمانش شبیه ایرانیاند و این تشابهات چیزی بیشتر از شباهت ظاهریه که مثلا واقعا بعضی از ایتالیایی ها از نظر قیافه خیلی شبیه ایرانیا هستند و یا مثلا پرچمشون هم یک 90 درجه چرخیده پرچم ایران خودمونه.

من تو سوییس با ایتالیایی هایی که طرف بودم دقیقا عین خیلی از ایرانی ها (و نه همه ایرانی ها بخصوص شما خواننده محترم:) ) دیدم توی کار کم می ذارند، از زیر کار درمیرند، دنبال یه شبه پولدار شدنند، دنبال زیراب زدن دیگرانند، و از همه مهمتر دنبال مخ زدن جنس مخالف!!! دقیقا عین پسر ایرانی هاند که ته ذهنشون اینه که اون دختره رو چه جوری برند مخ بزنند و اونو ببین چه خشگله و قس علی هذا!!! دقیقا من توی رم دیدم که بعضی پسرا به دخترا تیکه میندازند. یه چیزی عین مملکت اسلامی خودمون! واقعا بعد از این همه مدت دیدن این صحنه ها اونم توی اروپا واقعا برام عجیب بود. مملکتشون هم که گل و بلبل! یعنی وقتی برلوسکونی رییس یه مملکت باشه دیگه تا ته اون مملکت رو میشه فهمید چه خبره!!!

خوابگاهی هم که رزرو کرده بودم در نزدیکی ایستگاه قطار روم (Roma Termini) بود که مهمترین مشخصه اش اینه که یک عده توش الافند که کارشون فقط نگاه کردن مردمه. عین ترمینال جنوب خودمون که یک عده تو کار جیب بری و مواد مخدر و دختر فراری و اینگونه کسب و کارهای سازنده برای رزق و روزی حلال خانوادشون هستند. انقدر هم این کسب و کار جیب بری رونق داره که از این هشدارها حتی توی کلیسا هم میبینید:


.
.
.
.
وقتی رم رو اونم توی اروپا می بینی به ایران خودمون خیلی خیلی امیدوار میشی....

۱۳۹۰ مرداد ۸, شنبه

سفرنامه 61: پناه بر خدا از تبرج

اولین چیزی که در روم نظرم رو جلب کرد تبرج بیش از اندازه زن ها در این شهر بود. البته دمای هوا 38 درجه بود و به راحتی میشه حدس زد که در بلادکفری که در حالت عادی زن ها لخت و عور هستند در این دما چه چیزی باید رخ بده. به نظرم تبرج در روم واقعا در حد هشدار وقوع زلزله و سیل همزمانه که برای خاموش کردن این فتنه شیطانی زن های هنجارشکن، یه گشت و دو گشت ارشاد جواب نمیده. یه چیزی تو مایه های ارتش بیست میلیونی باید بیاد....

سغرنامه 60: به سوی روم با حضرت ایزی جت


حالا به سمت چهارمین پایتخت یک کشور اروپایی یعنی بعد از آمستردام و بروکسل و پاریس حالا به سمت روم پایتخت ایتالیا که اتفاقا در خود کوچکترین کشور دنیا رو داره یعنی واتیکان یا به عبارتی همون "قم" مسیحی ها! حالا اینکه واتیکان در روم هست یه مناسبت قم گفتن به رومه اما "قم" گفتن به "روم" یه دلیل دیگه هم داره که ریشه در زبان فرانسوی داره و از اونجا که برادران فرانسوی "ر" را غیرآدمیزاد به صورت "غ" تلفظ می کنند این میشه که روم همون "قم" تلفظ میشه.

روم رفتن با این ایزی جت هم حال و هوای خودش رو داره. اولش اینکه این شرکت easyjet خودمون یه چیزی تو مایه های تعاونی یک ترمینال جنوب خودمونه فقط باکلاستر. تو فرودگاه ژنو معمولا برای اینکه مسافرهای یک پروازی رو که Check-in اش در حال تموم شدن صدا بزنه یه نفر دادبزن داره که مدام اسم شهر مقصد اون پرواز رو صدا میزنه و همین میشه که می بینی تو فرودگاه ژنو یکی مثل ترمینال جنوب خودمون هی داره داد می زنه "قم قم". واقعا که آدم رو میبره به حال و هوای وطن خودمون...

در کل هم ایزی جت تو راسته این شرکت های هواپیمایی ارزون قیمته که بلیط هاشو اگر خیلی زودتر از موعد پرواز بخری خیلی ارزون درمیاد مثلا رم رفت و برگشت از ژنو درمیاد 80 فرانک یا حدود 100هزارتومن که واقعا برای پروازی بین این دو مقصد ارزونه. حتی فکر کنم نسبت به پرواز در ایران هم ارزون باشه. عده ای میگن بلیط های "یک یورویی" هم در زمان های بخصوصی برای تبلیغات یا مسایل دیگه داره اما من که تا به حال از این جور بلیطا ندیدم. داخل هواپیماها هم که میشی اولین صندلی رو که گیر آوردی میشینی چون روی کارت پرواز اصلا شماره صندلی نشستن هم نداره یعنی از اتوبوس های بین شهری خودمون هم بی حساب کتاب تره. پذیرایی هم تعطیل و مهماندارها هم یک مشت پیرزن و مردای کچل که یکی از یکی دیگه قشنگتر!!! وسط پرواز هم عین سینماهای خودمون یه نفر میاد داد میزنه آجیل پسته تخمه که هر کی بخواد می خره. به هر حال فضاییه این فضای سفر با هواپیمایی های ارزون قیمت مثل ایزی جت! خود وطنه که قربونش برم من الهی....
.
.
.
.
روم را باید دید! لمس گذشته است! گذشته امپراتوری بزرگ روم...