‏نمایش پست‌ها با برچسب اصفهان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اصفهان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ تیر ۱۱, یکشنبه

سفرنامه سوییس: از لوسرن تا اصفهان، از شاپل تا سی و سه پل

لوسرن شهری در بخش آلمانی و تقریبا در مرکز سوییسه. شهری قدیمی و توریستی. البته همه شهرهای سوییس به توریست خیلی اهمیت می دند اما از اون جهت میگم لوسرن توریستیه که واقعا بیزینس اول شهر توریست به حساب میاد. مثل شهر Zermatt که اون هم به طور عمده برای توریست ها طراحی شده.
دور لوسرن رو کوه های آلپ در برگرفتند و در مجاورت دریاچه ای به نام خودشه و از وسط شهر هم رود Reuss  می گذره که واقعا تمیز و قشنگ و البته کمی خروشان بود. خود لوسرن هم از نظر زیبایی طبیعی مثل طبیعت همیشگی آلپ زیباست:


اما تنها چیزی که باعث شد این عنوان روی پست بذارم این بود که نماد این شهر پلی به نام شاپله که از روی رود Reuss  میگذره. 
پل ساده ای که حدود 400 سال پیش ساخته شده و نهایت معماریش همون برج وسطشه و البته قشنگیش هم به منظره رود و اطراف و این تابلوهای قدیمی در سقف داخل پله: 
هر چقدر فکر کردم دیدم واقعا این پل نسبت به اون چیزی که سی و سه پل یا حتی پل خواجو تو اصفهان داره هیچ چیزی نداره اما کلی توریست عرب و چشم بادومی و هندی و بلوند اروپایی وانگلیسی لهجه آمریکایی داشتند باهاش عکس می گرفتند. حالا اما ما داریم چی کار می کنیم با نمونه های مشابه همین پل در ایران؟ اینها یادگاری های هموطنان ما صاحبان تمدن از مرز پرگهر روی سی و سه پله: (منبع)


 و امان از دست الهام خانوم که اگه حجابش درست بود کار جوون مردم به اینجا نمی کشید که بیاد آثار چند صد ساله رو خراب کنه!!!
.
.
.
.
مهم این نیست که کلی ایرانی می فهمند که نباید این کار رو بکنند، مهم اینه که چند تا احمق بیکار می تونند آزادانه بدون ترس از پلیس و مردم دیگه این کارها رو بکنند....

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۵, شنبه

سفرنامه پانزدهم - مرز پرگهر هشتم


این هم عکسی از عالی قاپو که به مردم با فرهنگ مرز پرگهر التماس می کند روی اثار باستانی چندین و چند صد ساله این مملکت یادگاری ننویسید:



و این هم هنرنمایی مردم مرزپرگهر روی دیوارهای عالی قاپو مثل هنرنماییهاشیان روی خیلی از جاهای باستانی دیگه این مرزپرگهر....


حالا اگر همین رو یه عده خارجی بیارند بدزدند و ببرند تو موزه های خودشون ما بهشون فحش می دیم که چرا میراث ما رو دزدیدند... این که اونا دزدند و عوضی شکی نیست اما والله اگر اونا ندزدند ما هم بلای بالا و حتی بدتر رو سر اثار خودمون میاریم........

سفرنامه چهاردم: هتل عباسی در اصفهان

در اصفهان هستم. یعنی از پنجشنبه برای جشنواره شیخ بهایی با رضا قربانی اومدیم اینجا و ما داور یکی از جوایز گنده این جشنواره -جایزه توسن- بودیم که بماند آخر سر هم چه بلایی سر این جایزه آمد. جایزه اشتباهی در موقع اعلام به کس دیگه ای داده شد! البت اشتباهی عمدی!!!! اما کلا سفر کاری خوبی بود. زحمت غرفه داری و اینها نداشت و بدلیل اینکه به نوعی نماینده دکتر فاطمی مدیر عامل شرکت و اسپانسر بودیم احترام داشتیم... بین این زمان ها هم سری به جاهای مختلف زدیم.

دیروز هتل عباسی رفتیم یعنی جایی که جشنواره همونجا بود. این هتل که حدود 300 سال قدمت داره، یک بخش برای افراد مقیم داره و یک بخش برای بازدیدکنندگان. اگر همچون من از قشر کارمند و مستضعف هستید، قید مقیم شدن در هتل را بزنید که شبی در ارزانترین قیمت 200هزارچوق برایتان آب می خورد. بهتره که به جمع بازدیدکنندگان بپیوندید که کارمندی تره :)

ورودی هتل عباسی 5000 تومنه که این در حقیقت بن خریده. یعنی می تونید با این بن در داخل مبلغ 5 هزار تومن مخلفات مختلف از چایی و قهوه گرفته تا آش میل بفرمایید. سر همین که ما این موضوع رو نمی دونستیم نزدیک بود حدود 20هزار تومن بابت خرید آش رشته ضرر بدیم که خدا رو شکر نفر جلویی ما این بن هاشو جای پول داد و ما هم فهمیدیم و از ضرر جستیم. البته بله! آش در بخش حیاط هتل که کاملا فضای دونفری و عاشقانه و عارفانه داره 3500 تومنه که گرونترین آشیه که من داخل ایران خوردم. داخل ایران از اون جهت که دبی تو کافه آرمان آش  ده هزار تومنی  هم خوردم. حالا بماند.....

این هم عکس هایی از داخل هتل که به دلیل علاقه من به نقاشی بیشترش نقاشی های دیواری هتل هستند :


و دو عکس زیر هم مربوط به رستورانه که زمان محمدرضا شاه پهلوی ساخته شده و واقعا محیط دوست داشتنی داره....