‏نمایش پست‌ها با برچسب بروکسل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بروکسل. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه

سفرنامه 46: شب آخر در بروکسل


بوی الکلشان می آمد. به طعنه گفتم شما سن قانونی هستید که دارید الکل مصرف می کنید؟ خنده ای کردند و گفتند آره. پسرک نوزده ساله بود و دخترک 18 ساله. از تگزاس آمریکا با هم آمده بودند با دو کوله پشتی مثل اکثر توریست های آمریکایی. چند لحظه بعد صدای خنده های ریز دخترک بود و بوسه های پسرک و چند لحظه بعدتر صدای بوسه های لبهایشان. فکر کردم من و امثال من در 18 و 19 سالگی که همسن اینها بودیم چه می کردیم؟ یعنی چه کار می توانستیم بکنیم؟ حالا 18 و 19 سالگی پیشکش!!! در 25 یا 30 سالگی چطور؟ تازه همسفر دختری شدن که دوستش داری هم پیشکش، آیا می شد که با دوست های پسرمان بیاییم بروکسل و پاریس و رم که فقط دنیا را ببینیم؟
.
.
.
.
روی سنگفرش های Grand Place کامل دراز کشیدم و ستاره های شب های بروکسل را شمردم. بهترین مسکن برای فراموشی حسرت روزهای سوخته زندگی....

سفرنامه 45


پارلمان اروپا - بروکسل

سفرنامه 44: Atomium

Atomium یکی از نمادهای شهر بروکسل است که حدود 60 سال پیش در نزدیکی محل نمایشگاه های بروکسل بنا شده و حدود 100 متر ارتفاع دارد. می توان از این نماد بالا هم رفت و سقوط آزاد رو هم تجربه کرد که البته این جنگولک بازی ها در حد سن و سال من نیست دیگه. از من گذشته دیگه این حرفا!!!



سفرنامه 43: پارک Leopold

در پشت محوطه پارلمان اروپا پارکی به نام پارک Leopold هست:

 


و زنی در این پارک گویا برای رقص باله تمرین می کرد: 



.
.
.
.
از فرط خستگی در این پارک شاید ساعتی را خوابیدم!!!

سفرنامه 42: پارلمان اروپا

پارلمان اتحادیه اروپا که تحت عنوان مجتمع Leopold شناخته میشه در بروکسل در منطقه ای به نام لوکزامبورگ قرار داره که لوکزامبورگ اسم یکی از کوچکترین کشورهای دنیاست. از آن کشورهای دوست داشتنی: کوچیک، تمیز، ثروتمند و با ثبات و البته پادشاهی!!! این اسم رو در خیلی از جاهای اروپا بخصوص در بخش فرانسوی خواهید دید. در پاریس هم باغی به همین نام وجود داره.







در درب ورودی هم به زبان تمامی اعضا نام پارلمان اتحادیه اروپا نوشته شده است:


اون روز همه چیز آروم بود اما انگاری همیشه اینجوری نیست.


سفرنامه 41: این نمادهای بی تربیتی

یکی از نمادهای بروکسل یک بچه است در حال عمل شنیع رفع حاجت که حدود 400 سال پیش ساخته شده و نماد اتحاد دو بخش فرانسوی و هلندی بلژیکه. احتمالا یعنی که این اتحاد معلومه که چه وضعیته اسفباری داره که اتفاقا این روزها اوج تنش بین بخش فرانسوی و هلندیه که خیلی ها تجزیه بلژیک رو هم بعید ندونستند. هر روز تن این بچه بی تربیت یک لباس میکنند. روز اول پرچم آمریکا بود که آمریکا رو در حال " Yes we can" به دنیا داره نشون میده!!!! فکر کنید چقدر توریست آمریکایی میومد پای این مجسمه و تو ذوق خورده برمی گشتند. واقعا بعضیاشون عکس نمی گرفنتد. خوب حقیقت تلخه دیگه!!!!


روز دوم یک فرد در لباس آکادمیک بود که استعاره خیلی خوبی از مورد عنایت قرار دادن دنیا توسط آدم های دانشمند و .. است.


و البته روی اکثر سوغاتی های بروکسل این نماد رو میشه دید. خداییش روتون میشه یک همین چیزی رو به عنوان سوغاتی ببرید؟ روتون هم بشه فکر کنم تو فرودگاه امام خمینی به خاطر اشاعه فساد و تهدید امنیت ملی بگیرنتون.

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

سفرنامه 40: شهر عربها و شهر نگاره ها

وقتی به بروکسل رسیدم اصلا باورم نمی شد اینجا پایتخت اتحادیه اروپاست. اولین تصویر بروکسل شهری نیمه کثیف بود که از در و دیوارش عرب می ریخت و البته در خود شهر آدم ها Cool به نظر نمی رسیدند. یعنی مشکل بخش های فرانسوی زبان رو داشتند. یعنی فرانسوی زبان هایی که زیاد از انگلیسی زبان ها خوششون نمیاد یا اصلا انگلیسی بلد نیستند. تو آمستردام از راننده اتوبوس بگیر تا پیر مرد و پیرزن همه انگلیسی بلد بودند و اصلا مشتاق بودند که خودشون بهت کمک کنند اما بروکسل اینطوری نبود. خیلی تو ذوقم خورد.

اما کم کم این دید از بین رفت. راستش دیدم در مورد عرب ها درست بود. بروکسل تقریبا اکثر جمعیتش مهاجرین مراکشی هستند که حدود 30 سالی هست که در ابتدا به عنوان کارگر آمده بودند اما حالا صاحب خانه و زندگی و یک شبکه اجتماعی قوی شده اند. نقل است که متروی بروکسل در مالکیت یک مراکشی است. بسیاری از مغازه ها و تاکسی ها برای آنهاست. واقعا به راحتی میشه دید که بروکسلی اصل در خود بروکسل غریبه است!!!! برای شهری که در قلب اروپاست و تازه پایتخت اتحادیه اروپا هم هست کمی این تصویر عجیب و نافرم و باورنکردنی است!!!! اما از این که بگذریم به بخش دیگر بروکسل می رسیم.

بروکسل شهری است پر از مجسمه و نگاره و نماد و طرح و نقاشی. هیچ کوچه و خیابانی نیست که در آن مجسمه یا کنده کاری روی سنگ ها و دیوار و یا طرحی نبینید. عکس های زیر شاید چند تا از ده ها هزار ساختمان و مجسمه و نماد در بروکسلند که به طرز ظریفی ساخته شده اند و حتی گاه سر در مغازه ها هستند: 















و حتی روی زمین هم می توان هنرنمایی آنها را دید... 

.
.
.
.
بروکسل از جاهای واقعا دیدنی است و برای آنها که مثل من عاشق نمادها هستند تمام ناشدنی. علیرغم تصویر اولیه که خیلی تو ذوق می زد حالا بروکسل واقعا قشنگ و تمام ناشدنی بود....

۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

سفرنامه 39: و اما بروکسل

علیرغم اینکه آمستردام رو دوست داشتم بیشتر ببینم اما ازش جدا شدم. راستش وقتی سوار قطار آمستردام به بروکسل شدم تازه فهمیدم خطوط قطار سوییس چی هستند. بلیط 42 یورو بود اما پدر من درومد تا به بروکسل رسیدم. سه بار قطار عوض کردم و هر بار هم این جوری که دقیقه آخر باید دنبال قطار می دویدم چون برنامه قطار دقیقه آخر عوض می شد. در یکی از قطارها هم مثل قطارهایی که از جنگ برگشته بود ملت روی زمین نشسته بودند چون جا نبود یا حتی وایستاده بودند. افتضاح بود!!!! راستش تو آمستردام دقیقا فهمیدم که این سوییس لامصب چرا اینقدر گرونه و به خاطر همین کلی به سوییس بابت این گرونی فحش هم دادم اما وقتی سوار قطار شدم فهمیدم که باید دعا به جون سوییس کنم. سوییس اگر یه قطارش اینجوری بشه رییس جمهورشو عوض می کنند به خدا!!!


حالا بروکسل! شهری که دو بار پایتخت است. هم پایتخت بلژیک و هم پایتخت اتحادیه اروپا....